کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت.کاش میشد گاهی زمان به عقب برگردد.کاش میشد همه چیز با تو تموم شود.کاش میشد زندگی شیرین شود.کاش...کاش هیچ بارانی... ردپای کودکی ام را نمی شستکاش هیچ خنده ای... گریه ی معصوم نوجوانی ام را پاک نمی کردکاش هیچ نوازشی... جای سوزش سیلی مادر را نمی گرفتکاش هیچ آرامشی... جای ناآرامی و شیطنت نوجوانی ام را نمی گرفتکاش هیچ لباس کهنه و شلوار کوتاهی... بزرگ شدنم را نشان نمی دادای کاش هیچ عقربه ای... گذشت سریع زمان را نشان نمی دادای کاش هنوز هم... چشم به راه آب نبات بودم.سلام.قراره یه آدم جدید باشم.سنگدل و بی رحمامــــامهربون.بی احساسامـــــاباحالو...درضمن تمام آهنگام هم مخاطب داره.مخاطبام شاید بدونن و شایدم ندونن مهم نیست...خوش اومدین!
برچسب:
نویسنده: شیوا موسویپور
برچسب:
نویسنده: شیوا موسویپور